ديروز گذشته اما امروز اينجاست ....
قانون اول : اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد.
اين قانون در نگاه اول خيلي پيش پا افتاده به نظرمي آيد. شما ممكن است بگوئيد ((اين خيلي مسخره است مسلما من از چيزي كه آن را دوست دارم لذت هم مي برم)) اما اگر شما درباره اين موضوع بيشتر فكر كنيد در خواهيد يافت كه چيزهاي زيادي در زندگي ما وجود دارد كه عليرغم آن كه آنها را دوست مي داريم به دليل احساس گناه و ترس از آنها لذتي نمي بريم به عبارت ديگر اگر ما هنگام انجام كار مورد علاقه امان دچار احساس گناه بشويم و يا اگر از عواقب انجام آن كار ترس داشته باشيم ديگر نخواهيم توانست از آن لذت ببريم
قانون دوم:اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد
قانون دوم هم خيلي ساده بنظر مي رسد اما با تامل بيشتر درباره اين قانون در مي يابيم كه افرادزيادي وجود دارند كه سرو كارشان با يك شغل يك شخص يك ماشين و يا يك نوع غذاست كه آن را دوست نمي دارند ولي بنا به دلايلي نمي توانند از آن دوري جويند .
قانون سوم:اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري كنيد آن را تغيير دهيد .
در اينجا نيز راه حل ساده اي وجود دارد: تغيير دادن آنچه كه آن را دوست نداريد .اما بايد گفت كه همانطور كه ما در دوري كردن از چيزي به خاطر برخي دلايل همچون نيازهاي مادي و امنيتي يا صرفه جوئي در وقت ناتوان هستيم به همين دلايل نير ممكن است نتوانيم آن چيز را تغيير دهيم .
قانون چهارم:اگر شما چيزي را دوست نداريد نمي توانيد از آن دوري كنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد.
اين قانون نيز در حد يك شعار است چگونه مي توانيم چيزي را كه دوست نمي داريم بپذيريم و با آن كنار بياييم؟ ممكن است شما برادري داشته باشيد كه دائمادر كارشما دخالت مي كند و وسايل اتاق شما را بهم مي ريزد اما شما نتوانيد از او دوري جوئيد و نصيحتهاي شما هم در تغيير رفتار او بي تاثير باشد. چگونه مي توان با چنين افرادي كنار آمد؟چگونه مي توان در موقعيتي كه نمي توان در آن شاد بود به زندگي ادامه داد؟ چگونه مي توان فردي را كه با او احساس خوشحالي به انسان دست نمي دهد پذيرفت و با او كنار آمد؟ در هر حال اگر شما نتوانيد چيزي را كه دوست نداريد بپذيريد احساس خوشحالي نخواهيد كرد و اگر شما نتوانيد چيزي را كه دوست نداريد تغيير دهيد يا از آن دوري جوئيد و يا آن را بپذيريد مطمئنا هرگز نخواهيد توانست زندگي شادماني داشته باشيد اما نبايد زياد نا اميد باشيد چرا كه كليد موفقيت شما در قانون پنجم نهفته است .
قانون پنجم:با تغيير دادن نگرشتان نسبت به چيزهايي كه آنها را دوست نمي داريد آنها را بپذيريد.
شماهمان نگرشتان هستيد به عبارت ديگر ارزش هر چيزي بستگي به نگرش شما در مورد آن داردوهيچ چيز مطلقي وجود ندارد هيچ چيز به خودي خود خوب يا بد نيست بلكه خوب يا بد بودن چيزي به نحوه نگرش شما به آن چيز بستگي دارد. زندگي نيز به خودي خود خوب يا بد نيست . زندگي فقط در جريان است بنابراين شما با تغيير نگرشتان نسبت به امور زندگي مي توانيد آن را تغيير دهيد نحوه تغيير نگرشها بايد نگرشي توام با عشق باشد. با مطالعه ماجراي زير با كاربرد قانون پنجم شاد زيستن در جريان زندگي روزمره بيشتر آشنا خواهيد شد :
(( روزي آقايي به نام مهدي قصد خوردن ناهار در بيرون از خانه را كرد اما موقعي كه براي بردن اتومبيلش به پارگينگ رفت متوجه شد كه سپر جلوي آن كامللـ درب و داغان شده است به نظر مي رسيد اتومبيلي كه قبل از آن در جلوي اتومبيل او پارك كرده بود به هنگام دنده عقب رفتن باعث چنين تصادفي شده بود اما متاسفانه آن راننده خاطي هيچگونه اثري از خود براي شناسائي به جاي نگذاشته بود آقاي مهدي چنين وضعيتي را دوست نداشت و نمي توانست از آن دوري جويد كاري بود كه شده بود و او قادر نبود اين وضعيت را به حالت اوليه باز گرداند))آقاي مهدي در برابر وضعيت پيش آمده دو گزينه در پيش رو داشت 1ـ خوشحال بودن 2ـ غمگين شدن آقاي مهدي گزينه اول را انتخاب كرد و تصميم گرفت از دريچه ديگري به مسئله بنگرد. بنابراين هنگامي كه او دوباره به سپر داغان شده نگاه كرد آن را به چشم عاملي كه باعث از دست رفتن وقت و هزينه زيادي براي وي خواهد شد نديد بلكه آنرا بعنوان انگيزه اي براي كسب درآمد بيشتر در نظر گرفت او در تلاش براي داشتن تصوراتي مثبت از هزينه هايي كه روي دستش گذاشته بودند تصميم گرفت كه با كار و كوشش بيشتر هر چه سريعتر سه برابر مبلغي را كه براي تعميير اتومبيل لازم بود كسب كند بنا به برآورد اوليه تعمير اتومبيل حدود 200 هزار تومان هزينه در بر داشت لذا آقاي مهدي تصميم گرفت كه سه برابرآن يعني 600 هزار تومان كسب كند و طولي نكشيد كه اين مبلغ را با كار و تلاش مجدانه به دست آورد . در تفسير اين ماجرا بايد گفت كه آقاي مهدي پس از مواجهه با موقعيت پيش آمده نگرشش را كاملا دگرگون ساخت او آن وضعيت را دوست نداشت نمي توانست از آن دوري جويد و نمي توانست آن را تغيير دهد اما او قادر بود نگرشش را نسبت به آن عوض كند به اين ترتيب هنگامي كه او نگرشي مثبت به سپر آسيب ديده اتومبيلش نگاه كرد در آن 600 هزار تومان پول ديد بنابراين او تصميم گرفت كه به عنوان يك هدف كوتاه مدت هر چه سريعتر 600 هزار تومان در آورد و اين گونه نيز كرد حتي مي توان گفت كه آقاي مهدي پس از پرداخت 200 هزار تومان هزينه تعمير اتومبيل در واقع 400 هزار تومان سود كرد بدين گونه عليرغم اين كه او در وضعيتي قرار گرفته بود كه در اغلب مردم خشم و عصبانيت ايجاد مي كند شادماني خود را حفظ كرد.
اميدوارم كه با تواناييهائي كه شما در نتيجه آگاهي از پنج قانون شاد زيستن كسب خواهيد كرد خواهيد توانست فرازها و بلنديهاي زندگي اتان را فرازتر و پستيها و نشيبيهاي آن را قابل تحمل تر سازيد .